![]() |
![]() |
|
| عاشقانه های خودم |
|
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی دایم گل این بستان شاداب نمیماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی دیشب گله زلفش با باد همیکردم گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی صد باد صبا این جا با سلسله میرقصند این است حریف ای دل تا باد نپیمایی مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی ای درد توام درمان در بستر ناکامی و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی زین دایره مینا خونین جگرم می ده تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی عجب آن دلبر زیبا کجا شد
عجب آن سرو خوش بالا کجا شد میان ما چو شمعی نور میداد کجا شد ای عجب بیما کجا شد دلم چون برگ میلرزد همه روز که دلبر نیم شب تنها کجا شد برو بر ره بپرس از رهگذریان که آن همراه جان افزا کجا شد برو در باغ پرس از باغبانان که آن شاخ گل رعنا کجا شد برو بر بام پرس از پاسبانان که آن سلطان بیهمتا کجا شد چو دیوانه همیگردم به صحرا که آن آهو در این صحرا کجا شد دو چشم من چو جیحون شد ز گریه که آن گوهر در این دریا کجا شد ز ماه و زهره میپرسم همه شب که آن مه رو بر این بالا کجا شد چو آن ماست چون با دیگرانست چو این جا نیست او آن جا کجا شد دل و جانش چو با الله پیوست اگر زین آب و گل شد لاکجا شد بگو روشن که شمس الدین تبریز چو گفت الشمس لا یخفی کجا شد دلم مي خواد بارون بياد
دلم مي خواد بارون بياد شيشه ي شب رو پاك كنه ديو سياه غصه رو تو قطره هايش هلاك كنه دلم مي خواد بارون بياد ‚ ناودون رو نو نوار كنه كلاغ پير خونه رو چلچله ي بهار كنه دلم مي خواد بارون بياد تا تو رو همراهش بياره دستاي نازنينت رو تو دستاي من بذاره وقتي بارون مي زنه دلم مي خواد چتر تو واشه اين كوچه بازم پر از صداي پاي ما شه وقتي بارون مي زنه دلم مي خواد كه سرپناهم سقف آبي روسري خيس تو باشه دلم ميخواد با همدگيه برگاي باغ رو بشماريم تو دل هر خط خبر چهل كلاغ رو بشماريم دلم مي خواد كه خطاي صورت آينه كم بشه سر زدن ترانه ها دوباره دم به دم بشه دلم نمي خواد پل ما نامه ي پنهوني بشه مي خوام هواي كوچه مون دوباره باروني بشه وقتي بارون مي زنه دلم ميخواد چتر تو واشه اين كوچه بازم پر از صداي پاي ما شه وقتي بارون مي زنه دلم مي خواد كه سرپناهم سقف آبي روسري خيس تو باشه چو نی ناله دارم ز درد جدایی
فغان از جدایی فغان از جدایی قفس به بود بلبلی را که نالد شب و روز در آشیان از جدایی دهد یاد از نیک بینی به گلشن بهار از وصال و خزان از جدایی چسان من ننالم ز هجران که نالد زمین از فراق، آسمان از جدایی به هر شاخ این باغ مرغی سراید به لحنی دگر داستان از جدایی چو شمعم به جان آتش افتد به بزمی که آید سخن در میان از جدایی کشد آنچه خاشاک از برق سوزان کشیده است هاتف همان از جدایی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 12:32 توسط همایون نعمتی az_homayon این ایدی منه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام و خیر مقدم خدمت شما دوستان عزیز که زحمت کشیدین
من همایون 20 ساله از شهر تبریزو یاهو ایدیهای من az_homayon واین وبلاگ را به بهترینم تقدیم میکنم |
| پیوندهای روزانه |
|
نی نت خوب کد جاوا کد دختر ایرونی کد قالب کد جاوا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 بهمن 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
| نویسندگان |
|
همایون نعمتی az_homayon این ایدی منه همایون نعمتی |
| پیوندها |
|
دوست بسیار مهربانم آقا بهرام گل دوست بسیارعزیزم اقا سعید عکس دختران ایرونی کد اهنگ |
|
RSS
|